1405/08/06
صفحه اصلی
انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اخبار بنیاد شهید مقاومت
ادبیات پایداری گالری ویدئوها پادکست
اخبار کوتاه
آخرین اخبار

عاشقان سر بدار یادش بخیر

۱۳۹۹/۰۹/۰۱ - ۲۳:۴۲ ۶ بازدید آخرین اخبار
باز امشب دیده را تر می کنم / خواب را با چشم تر سر می کنم باز این غربت نفس گیرم شده / عاشقان رفتند و من دیرم شده پوستین دنیوی تنگم شده / ماندنم جا ماندنم ننگم شده خاک گرم جبهه ها بازیچه شد / ازسرشک عاشقان دریاچه شد درغم غربت بسوزم های های / می کنم تا صبح محشر وای وای های هایم ازغم تنهایی است / آخرهجران ما رسوایی است آخر این غربت مراهم می کشد / درد تنهایی است آدم می کشد هرکسی را بنگرم نا آشناست / یا که آیینش ز آیینم جداست شعله های جنگ تا خاموش شد / پیر ما با مرگ باده نوش شد لرزه ها پس لرزه های فتنگی / نم نمک آغازشد وابستگی کرم های بی رمق ماری شدند / عاشقان در چشمشان خاری شدند مارها خوردند و چون زنگی شدند / غنچه های عاشقی بنگی شدند چادر عجب و حیا برچیده شد / جشن های لخت و عریان دیده شد بزم رقص و باده و جام شراب / نرم و آهسته شد از آیین ناب کاروان عاشقان می آمدند / در غروب آسمان می آمدند استخوان های شهید بی نشان / درمیان گریه رنگین کمان باشهیدان نشان دار و پلاک / می شدند از آسمان تا زیر خاک یک طرف باران سیل و گریه بود / یک طرف هم عشق در سرمایه بود یک طرف چشمان گریان زنی / یک طرف هم دود و می با کف زنی کم کمک باران رحمت بند شد / نغمه های عاشقی در بند شد آسمان پر شد زتزویر و ریا / مد شد از نو کوچه ها را رقص پا غربت جاماندگان افزون گرفت / گویی حتی آسمان هم خون گرفت دلم تنگ شهیدان است امروز / اسیر نفس و زندان است امروز و همچون قایقی در گل نشسته / به طوفان زورقی در هم شکسته چو از ره مانده و در چاه مانده / دلم در حسرت یک آه مانده چنان آهی کشم ازعمق جانم / که گر آتش بسوزاند ندانم به حسرت اشک ریزم دانه دانه / غزل گویم غزل نه صد ترانه چنان در بند این غربت اسیرم / که آخر بی کس و تنها بمیرم کجایی باکری ای یار محبوب / حمید مهدی برادرهای محجوب کجایید ای نفس های خدایی / زغربت شوم تر نبود بلایی دلم از کاروان عشق جا ماند / مرا وابستگی آیا ز حق راند کجایی رمل های داغ فکه / کجایی گرد و خاک گرم جبهه کجایی آسمان دود و آتش / بدن های نیاسوده ز ترکش کجایی قله بازی درازم / جبال پر جلال و رمز و رازم کجایی ارتفاع ارش هفتم / که مفقودالاثرهایت شده گم کجایی ای کلاه خود پر از خون / بسیجی های مانده قعر مجنون کجایی باتلاق بدر و خیبر / کجایید کهکشانی های حیدر یاد لب های به خون آلود عشق / رقص های چون جنون آلود عشق یاد رزم عاشقان برروی مین / با وضویی جمله از خون جبین باز دشستان و نیزار جنود / باز کارون ، دز ، رمل وغروب باز یاد خاکریز و مین و خط / باز پیکرهای خون آلود شط رمل داغ و مین و موج انفجار / هیبت فرماندهان سربدار کربلای پنج و چهار یادش بخیر / عاشقان سر بدار یادش بخیر

اخبار مرتبط